X
تبلیغات
رایتل

ASMANI

چه سکوتی تمام دنیا را فرا می گرفت اگــــــــر : هر کس به اندازه ی صداقتش حرف میزد ...!

چهارشنبه 7 مرداد 1394 ساعت 21:08

فقط برای عوض شدن روحیه

امروز به همراه دوستم رفتیم خون دادیم چند نفری که جلوتر از ما بودن به دلایل مختلف رد صلاحیت شدن و ازشون خون نگرفتن و ما موندیم و یه انتقال خون خالی البته نزدیک بود جو بگیرم بگم خودم جای همتون خون میدم خانم دکتر هم چند تا سوال عمومی و خصوصی کرد و موقعی که میخواست یه تست خون کوچولو بگیره برای اینکه ببینه غلظت خون دارم یا نه تو چشمام نگاه میکنه و میگه چه ورزشی  میکنی ذوق زده میشم میگم معلومه؟ آخ سوزن تست رو تو انگشتم فرو میکنه نامرد برای اینکه حواسمو پرت کنه اینجوری کرد پرستار هم کلی این دست و اون دستم کرد تا یه رگ مناسب برای خونگیری پیدا کرد و وقتی سوزن خونگیری رو نزدیکم کرد از قطر بزرگش وحشت کردم بعد از تمام شدن خونگیری هم به سمت آبمیوه و کیک ها هجوم بردیم و اینقدر خوردیم که بنده خدا پرستاره گفت آقا یه واحد خون دادی انتقال خون رو  ورشکست کردید خب در آخر توصیه میکنم اگه توانایی دارید برید خون بدید آبمیوه های خوبی داره خصوصاً آقایون برن تا بعدا به صورت خصوصی دلیلشو بهشون بگم

برچسب‌ها: انتقال خون، خون دادن
نظرات (11)
چه جالب. من واسه چک آپ که میرم. همونجا فشارم میفته و دراز می کشم و پاهامو میزنم به دیوار اون بالا و هم زمان شکلات و آبمیوه می خورم :))))
کلا فشارمون پایینه، بعد از آمپول هم میترسم. بد تر میشه
ولی خب هر سال و میرم چک آپ. مامانم میگه باید بریم

چرا فقط آقایون؟
چهارشنبه 7 مرداد 1394 ساعت 21:27
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
خب شما که که فشارتون پایینه از لذت خون دادن محرومید مخصوصا کیک و آبمیوه هاش دلتون آب شما چک آپ که میرید دست تو جیب مبارک میکنید خب اون که لذت نداره
+ باران*
سلام افرین چه کار خوبی
منم چند بار خواستم خون بدم اما ترسیدم خونم تموم شه
خصوصی تونم میدونیم راحت باشید خانم پرستارو از این حرفا دیگه...
اب میوه میدن مگه چه جالب اگه میدونستم هر روز میرفتم خون می دادم
چهارشنبه 7 مرداد 1394 ساعت 21:42
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
دیدی چه بچه خوبی هستم
خصوصی خانم پرستار؟ ای بابا نه یه چیز پزشکیه فکر بد نکنی یهو
بعله ما اینجا که میشینم کنار یخچال آب میوه یه کارتن کیک هم کنارشه
خوب دادن خوبه آفرین .کیک و
ابمیوه هم نوش جان .خصوصی رو هم همینجا بگین همه خودین
پنج‌شنبه 8 مرداد 1394 ساعت 03:33
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حداقلش اینه که خون دادن برای سلامتی خودمون خوبه / مرسی / خصوصی هم خب نمیشه شما نگران نشید خطری تهدیدتون نمیکنه
+ بهامین
جدا از همه شوخی هاش
ثواب بزرگی بردید
اهدای خون میتونه به کسی زندگی ببخشه
وقتی شما با دوستت شاد بودی
خداهم لبخند میزده به این بنده های خوبش
پنج‌شنبه 8 مرداد 1394 ساعت 13:41
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بهامین
قطعا همینطوره خدا رو شکر که تونستم این کار رو کنم
سلام...

خدا خیرت بده دادا...کیک هم نوش جونت...!

موفق باشی و شاد
پنج‌شنبه 8 مرداد 1394 ساعت 17:05
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
متشکر شما هم بفرما کیک و آبمیوه برادر
+ سحر الف
من از این کار وحشت دارم.
بخشیدن پدر؟خیلی زمان میبره...خیلی
پنج‌شنبه 8 مرداد 1394 ساعت 21:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
امیدوارم اینقدر طول نکشه که یه عمر حسرت بخورید
نوش جان :)))
پنج‌شنبه 8 مرداد 1394 ساعت 22:16
امتیاز: 0 0
پاسخ:
متشکرررررر
من هرسال خون میدم. آفرین زیتون جون
شنبه 10 مرداد 1394 ساعت 18:40
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
افرین بر زیتون که سالی حداقل سه نفر رو از مرگ نجات میده
+ مگهان
از من به هزار دلیل خون نمی گیرن لعنتی ها:((((((

ولی میدونم چه سوال خصوصی ای می پرسن !
یکشنبه 11 مرداد 1394 ساعت 03:17
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خب از خوشتیپها هم خون نمیگیرن
نمیدونم چرا همه خیال کردید منظورم سوالهای خصوصی دکتره من که اونا منظورم نیست
من خیلی دوسدارم خون بدم ولی چون جثم ضعیفه نمیذارن خیلی غصه میخورم بابت این موضوع. خداکنه یه روزی منم چــــــــــــــــــــــــاق بشم بتونم خون بدم.
دوشنبه 19 مرداد 1394 ساعت 19:16
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
مردم دنبال لاغری میگردن شما دنبال چاغی فکر کنم فوایدش بیشتر از چاغی باشه در ضمن من چند مورد چاغ هم دیدم که نمیزارن خون بدن
چـــــــــــــــــــــــــــــــاق تون هم جالب بود
گاه آنکس که دراین دیر مکان می خواهد

یک گنه کار فراریست امان می خواهد

گاه انکس که به رفتن چمدان می بندد

رفتنی نیست دو چشم نگران می خواهد

قصه ی دست من و موی تو هم طولانیست

وصف آن بیشتر از عمر زمان می خواهد

عاشقی بار کمی نیست کمر می شکند

خود کشی کار کمی نیست توان می خواهد

چشم من گاه در آیینه تورا می بیند

هر که هرچیز که گم کرده همان می خواهد

این که : هرکار کنم باز کمت دارم ، را

عقل پنهان شده و قلب عیان می خواهد

بر سر عهد گران هستم و تنها ماندم

کار سختیست ولی قلب چنان می خواهد

"آرش شهیر پور"
پنج‌شنبه 22 مرداد 1394 ساعت 12:30
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
بسیار زیبا بود ممنون
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :